سيف بن محمد سيفى هروى

63

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

43 . گريختن ملك تاج الدين كرد چون شهور سنه تسع و خمسين و ستماية ( 659 ) درآمد ، ملك تاج الدين كرد با ملك اسلام شمس الدين تخلف كرد و سبب آن بود كه چون پهلوان محمد نهى ميران شاه و سالار كرد را به قتل رسانيد ، به تكناباد آمد كه ملك اسلام شمس الدين در تكناباد بود . روزى پهلوان محمد نهى روى به ياران خود كرد و گفت : اى اصحاب ، به حمد اللّه تعالى كه از هيچ‌جاى كسى به حرب ما نمىآيد و ما را خصمى نماند . بعد از اين مىبايد كه خوش‌دل و مجموع خاطر باشيد ، و هر روزى را كه به جنگ و آهنگ سپرى گردانيده‌ايد ، يك سال به طرب و عشرت به سر بريد . روز ديگر اين حكايت را به سمع ملك شمس الدين رسانيدند . ملك در خشم شد و گفت : پهلوان محمد نهى را از من بگوييد كه [ تا ] « 1 » اين شير دلير كردى - يعنى ملك تاج الدين كرد - برجاى باشد ، زنهار كه آب خوش نخوريد . جوانى بود ، او را عليشاه گفتندى . روز ديگر پيش ملك تاج الدين كرد رفت و آنچه از ملك شمس الدين شنيده بود ، با او بگفت . ملك تاج الدين [ 265 ] انديشه‌مند شد و دانست كه عاقبت ملك شمس الدين نيز او ر [ ا ] به قتل رساند . با پنجاه سوار دلاور كردى از تكناباد بيرون آمد و روى به طرف شطّ آموى نهاد . [ 266 ] بعد از يك ماه به لشكرگاه شاهزاده بركه خان رسيد [ و ] احوال خود عرضه داشت . بركه خان از مقرّبان درگاه ده تن را نامزد فرمود تا ملك تاج الدين كرد را پيش نكودر برند ، تا نكودر را ممدّ و معاون باشد و چنان سازد كه « 2 » رحمت و مونتى شهر مستنگ به دو رسد . ملك شمس الدين بعد از ده روز ، با آن ده تن [ 267 ] بيرون آمد . چون به سى فرسنگى « 3 » لشكرگاه نكودر رسيد ، قومى از دليران غور با او مقابل افتادند . ملك تاج الدين را بگرفتند و در شهر تكناباد در بند كرد [ ند ] . راوى چنين تقرير كرد كه ملحدى بود ، او را علاء الدين هرير گفتندى ؛ برادرخواندهء ملك تاج الدين كرد بود . پيش سراقسو خاتون ، مادر قتلغ تيمور - كه امير تكناباد بود - رفت و هزار دينار قبول كر [ د ] ، جهت استخلاص ملك تاج الدين كرد . خاتون پنجاه سوار بفرستاد تا ملك تاج الدين كرد را از بند خلاص كردند و در مصاحبت او تا حدود مستنگ برفتند . از زعماء افغانستان ، شخصى هوبو نام ، با هزار مرد افغان پيش ملك تاج الدين كرد آمد . و در شهر مستنگ به حكم

--> ( 1 ) - چاپى : با . ( 2 ) - ظاهرا بىزحمت و مؤنتى ( 3 ) - در چاپ [ از ] افزوده‌اند .